آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

کیو

جمعه صبح من و آبتین با هم رفتیم کیو هواخوری .خیلی خوش گذشت . آبتین هم به مرغابیها کلی آب پرتغال داد که بخورن. ...
10 ارديبهشت 1392

شهر بازی جدید

اینم یه شهر بازی جدید که من و آبتین تازه کشفش کردیم اگه یه کم دیگه می موندیم هیچ توپی باقی نمی موند و آبتین همه رو می نداخت کنار دیوار ...
10 ارديبهشت 1392

پیک نیک

به پیشنهاد آبتین یه جمعه با مادرجون ، خاله نسترن و بابا جون رفتیم پیک نیک . خیلی خوش گذشت و باز هم به پیشنهاد آبتین خان کلی سیب زمینی کبابی هم  درست کردیم و خوردیم البته دست مادرجون درد نکنه که حلیم بادمجون خیلی خوشمزه ای هم برای عصرونه درست کرده بود . فدای اون دستهای کوچیک و نازت بشم ...
10 ارديبهشت 1392

پسرم مرد شده

از اواسط فروردین دیگه آبتین جون شیشه شیرش رو گذاشت کنار. البته داستانش از این قرار بود که یه روز صبح شیشو اوردم جلوش و گفتم ببین چه بویی گرفته ..... پسر گلم هم شیشه رو برد انداخت تو آشغالی. جالبه که از فردای اون شب شبها که بیدار میشه میگه قنداق تو لیوان می خوام... البته هفته بعدش داشتیم از جلوی سیسمونی فروشی رد می شدم که آبتین گفت : مامان نسیم اینجا شیشه قنداق داره. با هم رفتیم داخل مغازه و با کلی اشاره های من آقای فروشنده گفت که شیشه قنداق نداره . خلاصه این بود که آبتین جون از این مرحله هم به خیر و خوشی رد شد .آفرین گل پسرم
26 فروردين 1392

مرد مامان

اینم مرد کوچولوی مامان با دوستش حسین. فدات بشم با این لباس مردونه ات . ...
24 فروردين 1392